بسم الله
در ندبه ای کز کرده و گوشه گیرانه گفتم: این بقیه الله؟
و تو در ندبه به پا خاسته و غریبانه تفسیر کردی: این عمار؟...
--------------------------------------------------------------------
در آسمان هشتم قلبتان زائری ایستاده و اذن دخول می خواهد
اگر دعایش کنید اذن بگیرد،خدا کند که به زودی از خیمه ی غریب زمان اذن دخول بگیرید...
بسم الله
خدایا چرا اسم دنیا را "امتحانستان" نگذاشتی که یادمان نرود کجاییم
اما نه نام خوبی ست: " کمترین"
پس چرا یادمان می رود و بیشترین دغدغه مان میشود؟!
الهی به حق حسین (ع) حب این کمترین را از جانمان ببر که او سر داد اما دل به دنیا نداد...
---------------------------------------------------------------------------------------------
داشت تنهایی با خودش درددل می کرد:
خدایا دل دخترم گرفته، کاش فرجم رسیده بود که دل عزیزانم شاد میشد
این کارهر شب تنهاترین و مهربانترین دل دنیاست...
خدایا امشب هم درد دلش را بشنو
بسم الله
هيچ مواظب دلت هستي؟! مي دوني چقدر دلت قيمت داره؟
توي دنيا از بس كسي به دلت بها نداده باورت نميشه چقدر باهاش مي توني پيش خدا خريد كني!
اگه دلت يه چيزي بخواد خدا بهت مي ده ها! مواظب باش چي مي خواي
خيلي وقتها توي عمق دلمون، توي تاريكي هاي دلمون كه خودمون هم حواسمون خيلي بهش نيست مدام يه فرصت گناه مي خوايم...يه فرصت براي يللي و تللي!...خدا برات جور مي كنه ها...
"ادعوني استجب لكم" شايد يه هشدار باشه كه اگه دلت بخواد جور مي كنم ها...
ميگي نه؟!
مگه فرق عباس (ع) با ساير شهدا چيه كه روز قيامت همه ي شهدا به مقامش غبطه مي خورن؟!
ضربه و تير و تركش رو كه بقيه هم خوردن، سر و دست و چشم خيلي ها تو جبهه رفته...
عباس با دلش خريد كرده...اينقدر دلش مي خواست قطعه قطعه شدن اكبر و قاسم و اصغر رو نبينه و زودتر قرباني حسين بشه...اينقدر دلش مي خواست اين آب رو به لبهاي تشنه ي بچه هاي حسين برسونه....
.
.
باورت نميشه اينقدر مهم باشي؟!
توي دنيايي كه دنبال پنير دويدن و قورباغه خوردن كلاس داره شايد باورت نشه كه با سگ پائولو كه بزاغش با رنگ غذا ترشح ميشه چقدر فرق داري!!
توي اين دنيا كه مي گن زود جايزه بدين تا تشويق بشند و كار كنند،
تنبيه و جريمه و هزاران قانون برات گذاشتن،
باورت نميشه كه فرقت با دلفين تربيت شده ي باغ وحش تا اين حد مي تونه زياد باشه!
باورت نميشه، براي همين معني "و لقد كرمنا بني آدم" رو خوب نمي فهمي
يعني هدايت ما اينقدر مهم بوده؟!
خدايا تو به خاطر هدايت ما! اجازه دادي فاطمه قرباني بشه؟! علي غريب بشه؟! حسين ذبيح بالقفاء عطشان بشه؟!
خدايا اينقدر برات مهم ام؟!
بسم الله
بحرين مي خروشد، گويا "مرج البحرين يلتقيان"...
و آل سقيفه با تيرهاي سعودي به سعادت نخواهند رسيد!!
كوچه هاي بحرين همه شان خاكي اند و چادر زن ها هم...
استخوان سكوت در گلوي مردان شكسته و با دستان بسته راهي كربلا شده اند
مي دانند كه در بحرينِ ارادتشان، "يخرج منهما الؤلؤ و المرجان"
كودكانشان را براي تشنگي نه، براي خفگي سر دست گرفته اند كه اينجا به جاي حرمله و تير سه شعبه، آمريكاست و گازهاي سمي...
به خيال خام خود لؤلؤ را از سر راه برداشتند!
اما روئيدن مرجان جانهاي عاشورايي را از ميدان لؤلؤ نديدند...
حالا آنها مانده اند و يك فرمول يك!!
مي خواهند با فرمول يك، لگد بزنند يا...
ما پهلو شكسته به دنيا آمده ايم...
سرشان را زير برف كرده اند كه هيچ اتفاقي نيفتاده!!
خانه ي عنكبوتيشان را سيل خروشان بحرين از جا نكنده!!
باشد، اما وقتي سرت را از زير برف فرمول يك بيرون آوردي،
ببين كه از قباحت اموي ات هيچ نمانده،
و ما رايت الا جميلا...
نمی دانم چرا مادر
ميان كوچه هاي خاكي بحرين به دنبال تو مي گردم؟!
بقيع پيكر صدپاره ي اين شيعيانت گوئيا بوي تو را دارد...
بيا يك دم دعايم كن كه تنهايم
و هنوز هم دستان غربت مولاي ما بسته است...
هنوز هم پشت درب خانه ي دلهايمان وعده ي فردا و فرداهاست...
هنوز هم هيزم جهل جماعت، پشت درب خانه ات جمع است...
به جاي شتران سرخ موي مي خواهند با فرمول يك بر فريادمان بتازند...
اهالي صفين،كعبه را سر نيزه كرده اند و خادم الحرمين شده اند...
و نهر چركين نهروان هنوز آبشخور طالبان است...
مادر ما تنهاييم
علي كجاست؟!...
بسم الله
دلم چرا برای دلت تنگ نمی شود؟!
چقدر صبور شده ام!
آه ای باران اشک، قلب سنگی ام را بشکاف تا ناله ی یا مهدی اش صبر کوفی ام را پاره کند و اشتیاق زینبی ام را بیدار...
بی ربط:
تغییراتی مد نظرم بود
اما نشد که بشه!
کما فی السابق ادامه خواهیم داد
طبق همان روال ماضی
انشاالله
بسم الله

انگار هفت سين دلمان را شهدا در جبهه چيده اند كه هميشه دم عيد دلمان هواي جنوب مي كند...
هنوز سكه آبرويمان به خزانه خون شما معتبر است
و سبزي باغمان به طراوت ايمان شما مي رويد
و تمام سين ها و شين ها و الفباي عزت و امنيت نوروز و ديروز و امروزمان از ميراث تمام ناشدني عزت شماست كه فرياد برآورديد
هيهات من الذله



بي ربط:
گفتم دستت...گفت فداي پرواز
گفتم پايت...گفت به پاي پرواز
گفتم كه دلت...گفت مسافر هستم
دل،بار اضافي ست براي پرواز
(امير مرادي)
------------------------------------------------------
آه نوشت:
وداع سخت است
جا ماندن سخت تر
کاش نیامده بودم!
چه دانستی چه بر سرم آمد؟!
همان دو ساعت کافی بود برای یک عمر پیر شدنم
شهدا اگر چشم در چشممان نبودند،
شیون چشمهایم را می شنیدی
بغض گلوگیرم را می دیدی
غوطه ور بودم در تنهایی و تو مرا در کنار خودت فرض می کردی
هیچ دانستی آن هنگام که ایستاده بودیم رو در روی حاج حسین، این فقط لبخند حاجی بود که توان ایستادن به پاهایم بخشیده بود؟!
بلند شدن صدای هق هق چون منی نه علامت گریستن چشمهایم است رفیق
صدای روح دردمندی ست که دیگر توان تحمل این کالبد را ندارد...
دعايم كن
